1. تبیین فرهنگ عاشورا
اگر «عاشورا»، پشتوانه فرهنگى «انتظار» است، پس براى تبیین حرکت عاشورا و برگزارى هرچه باشکوهتر مراسم عاشورا و معرفى اسوههاى جاویدان آن، باید تلاش کرد. خیلى تفاوت است بین اینکه به «عاشورا»، به عنوان پشتوانه و عقبه فرهنگى و الهامپذیرِ انتظار، نگاه شود یا یک سنت برخاسته از عواطف و احساسات قومى.
«کربلا»، دانشگاه بزرگى است با کلاسها و درسهاى بسیار که گستردگى آموزههاى این دانشگاه بزرگ، هنوز هم بر بسیارى پوشیده است. باید در این دریاى عمیق، گسترده و پربار، غواصانى ماهر و زبردست، به صید بپردازند تا مرواریدهاى گرانبهاى آن را به چنگ آورند و در اختیار خواستاران و خریداران قرار دهند.
هنوز هم این حرکت عظیم و منشور بىنهایت، زوایاى پنهان و ابعاد گستردهاى دارد که تنها بر عاشقان رخ مىنماید. این غزال گریز پا، در کمند هر کس نمىافتد! پرورشیافتگان مکتب مهدوى، امام حسین علیهالسلام را به عنوان معیار «سلم» و «حرب» و منشأ الهامپذیرى مىدانند. باید این معیار براى همگان بهخوبى تبیین شود.
2. تبیین دین
عصر حسین علیهالسلام ، عصر غربت دین بود و عصر انتظار نیز چنین است. قیام حسین علیهالسلام و فرزندش مهدى(عج)، براى «احیاى دین» است. منتظرِ مهدى(عج)، باید از دین و ضرورت، قلمرو و زبان آن، تحلیلى عمیق داشته باشد تا در این عصر که عصر شبههها و فتنهها است، بتواند زمینهساز حرکت مهدى(عج) باشد.
3. الگوسازى
امام حسین علیهالسلام و یارانش، الگوى منتظران هستند. ازاینرو، باید در مبانى فکرى و ویژگىهاى رفتارى و تربیتى آنان، درنگى شایسته کرد.
4. معرفت امام
کسانى مىتوانند شعار خود را «یالثارات الحسین علیهالسلام » قرار دهند که به معرفت امام دست یافته باشند تا بتوانند خونخواه او باشند. شعار «یا لَثارات الْحُسَیْن علیهالسلام » فقط یک شعار برخاسته از عواطف و عصبیتهاى قومى و نژادى نیست، بلکه برخاسته از معرفت به «حق ولایت امام» است. این معرفت، معرفت به حسب و نسب و فضایل آنان نیست، بلکه عرفان به حق ولایت آنان است: «اَلَسْتُ اَوْلَى بِکُمْ مِنْ اَنْفُسِکُمْ» و «اَلنَّبِىُّ اَوْلى بِالمُوْمِنِین مِنْ اَنْفُسِهِم». آنان از ما به ما، آگاهتر و مهربانتر و از همه کششهاى نفسانى آزادند.
این شعار، شعار کسانى است که به رسول و امام ایمان آوردند و با درک اضطرار به وحى و محبت، از همه تقلیدها، تلقینها، هوسها و غریزهها جدا شدند و مربى خود را انتخاب کردند که «اَنَا وَ عَلِىٌّ اَبَوا هذِهِ الاُمَّة».
5. عزت
عزت، اساس حرکت حسینى و مهدوى است و مىتواند مبناى سیاست راهبردى حکومت دینى در سطح روابط بینالملل باشد. حکومت دینى به عنوان زمینهساز دولت کریمه مهدوى، از هرگونه رابطه و مذاکرهاى که شایبه ذلت داشته باشد، پرهیز مىکند. منتظر دولت عزیز، خود باید عزیز باشد. حسین علیهالسلام نیز مىفرمود: «هَیْهاتُ مِنَّا الذِّلَة».
6. تنشزدایى
امام حسین علیهالسلام ، آغازکننده جنگ نبود ـ هرچند دشمن در تیررس او بود ـ زیرا درگیرى، پس از تبیین و اتمام حجت است؛ آنهم پس از آنکه دشمن، آغازکننده باشد. منتظران مهدى(عج) نیز، دو سیاست «عزتمندى» و «تنشزدایى» را با هم دارند.
7. آمادگى
ضرورت درگیرى و نبرد، بایستگى آمادگى و تجهیز را با خود دارد. باید از الان به فکر «عِدِّه» و «عُدّه» بود و با تهیه نیرو و اسلحه، در اندیشه روز مصاف حق و باطل بود تا اینبار، وعده خداوند به دست منتظران تحقق یابد. آمادگى براى نبرد نهایى، از مهمترین سیاستهاى راهبردىِ حکومتهاى دینى است.
8. جذب نیرو و تبلیغ
از آنجا که حسین علیهالسلام و مهدى(عج)، از جذب نیرو و تبلیغ دین دست نمىکشند، تکلیف منتظران و پیروان آنان مشخص است. جذب نیرو و تبلیغ در سطح داخلى و خارجى، یکى از تکالیف اصلى حکومتهاى دینى، به عنوان زمینهسازان دولت کریمه مهدوى است.
9. اخلاق
فریاد «هل من ناصر ینصُرُنى» حسینى و مهدوى، همواره به گوش مىرسد. باید این فریاد را پاسخ گفت، ولى چگونه؟ امیرالمؤمنین على علیهالسلام و امام صادق علیهالسلام ، این چگونگى را پاسخ مىدهند: «با پرهیزکارى و تلاش فراوان و پاکدامنى و راستى، مرا یارى دهید». و «کسى که دوست دارد، از یاران قائم(عج) باشد، باید منتظر باشد و در همان حال، از گناهان خوددارى ورزد و خود را به اخلاق نیکو بیاراید».
ترویج اخلاق و فضایل اخلاقى، به عنوان راهبردى اساسى، در حکومت دینى مطرح است. این سیاست کلان و راهبردى به همراه راهکارهاى اجرایى آن، مىتواند هدف و معیارى براى نقد تمامى ارگانهاى فرهنگى، آموزشى و تبلیغى باشد.