| سال نو مبارک باد |
| ساعت ٥:۳٥ ب.ظ روز شنبه ۱۳۸٧/۱٢/٢٤ |
|
سال نو مبارک باد
با سلام خدمت شما خوانندگان و بینندگان عزیز و گرامی تبریک عرض می نمایم میلاد با سعادت رسول اکرم (ص) و همچنین میلاد امام جعفر صادق (ع) را به شما مردم غرور آفرین ایران عزیز مان .
به امید آن روز که مولا و سرورمان صاحب الزمان (عج) ظهور کند و جهان را پر از عدل و داد نماید .
کلمات کلیدی:
|
| سخنان امام خمینی(ره) و آیت الله خامنه ای در مورد دفاع مقدس و منزلت شهید |
| ساعت ٥:٥٢ ب.ظ روز شنبه ۱۳۸٧/۱٢/۱٧ |
![]() پاسدار انقلاب اسلامی آگاهانه راه حسین (ع) را که ادامه راه انبیاء الهی است انتخاب می کند و در این راه، فروغ خون اصحاب حسین (ع) و شهیدان گلگون کفن کربلا را چراغ راه خویش قرار می دهد.
کلمات کلیدی: دفاع مقدس
|
| امام خمینی و پیام ها و دیدگاهها |
| ساعت ۳:٥٩ ب.ظ روز جمعه ۱۳۸٧/۱٢/٩ |
امام خمینى از نگاه اندیشمندان خارجى
دکتر «فرانسیسکو اسکودرو بداته» رئیس فدراسیون جوامع اسلامى اسپانیا: «چهره حیات بخش امام خمینى در جهان اسلام، امرى غیر قابل اغماض مىباشد و ایشان یکى از بزرگترین شخصیت هاى قرن حاضر محسوب مىشوند. وى افزود: انقلاب اسلامى ایران، به رهبرى امام خمینى سبب بروز تحولات و دگرگونی هاى عظیم در جهان اسلام شد و وى چهره جدیدى از اسلام را ارائه کرد. انقلاب ایران ، درس مبارزه علیه بى عدالتى و مقابله با حکومت هاى دیکتاتورى و غیر انسانى را آموخت. »
کلمات کلیدی: دیدگاههای اندیشمندان خارجی ،پیام متفاوت امام
|
| امام خمینی و خاطرات |
| ساعت ٤:۳٤ ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٧/۱٢/٥ |
نامه عاشقانه امام به همسرشمتن کامل این گفتگو و گزارش بشرح زیر است:«تصدقت شوم؛ الهی قربانت بروم، در این مدت که مبتلای به جدایی از آن نور چشم عزیز و قوت قلبم گردیدم متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آینه قلبم منقوش است. عزیزم، امیدوارم خداوند شما را به سلامت و خوشی در پناه خودش حفظ کند. [حال] من با هر شدتی باشد میگذرد ولی به حمدالله تاکنون هرچه پیش آمد خوش بوده و الان در شهر زیبای بیروت هستم. حقیقتا جای شما خالی است. فقط برای تماشای شهر و دریا خیلی منظره خوش دارد. صد حیف که محبوب عزیزم همراهم نیست که این منظره عالی به دل بچسبد... ایام عمر و عزت مستدام. تصدقت. قربانت؛ روحالله.»
|
| خاطرات امام خمینی (عطوفت و مهربانی) |
| ساعت ٤:٤۱ ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٧/۱٢/٤ |
پیرمرد باغبانیادم هست من کوچک بودم، روزى پیرمردى براى باغچه منزل ما خاک آورد.ما سر سفره بودیم که او آمد.امام گفتند که این پیرمرد ناهار نخورده است.غذاى ما زیاد نبود. بعد بشقابى از توى سفره برداشتند و خودشان چند قاشق از غذایشان را در بشقاب ریختند و به ما گفتند: «بیایید هر کدام چند قاشقى از غذاى خود را در این بشقاب بریزید تا به اندازه غذاى یک نفر بشود.» ما که آن روز غذاى اضافى نداشتیم، به این ترتیب غذاى آن پیرمرد را آماده کردیم در عالم بچگى آنقدر از این کار خوشم آمد که نهایت نداشت.
بیست دقیقه اشک مىریختندپس از ماجراى پانزده خرداد، خدمت امام مشرف شدم.حدود 35 دقیقه خدمتایشان صحبت کردم.حادثه پانزده خرداد را براى امام توضیح دادم.و امام حدود بیست دقیقه اشک مىریختند. ![]() بقیه خاطرات را در ادامه مطالب بخوانید
کلمات کلیدی: خاطرات امام ،عطوفت و مهربانی
|
| روح الله الموسوی الخمینی |
| ساعت ٤:٤٤ ب.ظ روز شنبه ۱۳۸٧/۱٢/۳ |
سیره عملى امام خمینى (ره)
![]() عالمان ربانی، چلچراغهاى پر فروغى هستند که در هرعصرى، در آسمان علم و عمل مىدرخشند، و با کسب نور و گرما از خورشید رسالت و امامت، بر زمینیان تجلى مىکنند و آنان را به سوى منابع نور و برکت دودمان وحى، رهنمون مىسازند، و بر بال عرفان ناب محمدى صلى الله علیه وآله نشانده، بر مشکات ملکوت، عروج مىدهند. در میان دین باوران کفر ستیز، چهره محبوب قرن، فقیه تیزبین سیاست مدار، فیلسوف، عارف ژرف نگر، عالم متخلق و رهبر و بنیان گذار جمهورى اسلامى، حضرت امام خمینى رضوان الله علیه، از موقعیتى والا و ویژه برخودار است، زیرا روزها و ساعتها و لحظههاى عمر او، با مراقبه و محاسبه سپرى شد و صدها آیه قرآن را مجسم ساخت و عینیت بخشید.در این مبحث به سیره عملی امام می پردازیم تا ره توشه ای برای عاشقان ماه رمضان باشد . حضرت امام (ره) توجه ویژهاى نسبت به ماه رمضان داشته و بدین جهت، ملاقاتهاى خودشان را در ماه رمضان تعطیل مىکردند و به دعا و تلاوت قرآن و... مىپرداختند. و خودشان مىگفتند: «خود ماه مبارک رمضان، کارى است». یکى از یاران امام، در این باره گفته است : در این ماه، ایشان شعر نمىخواندند و نمىسرودند و گوش به شعر هم نمىدانند . خلاصه، دگر گونى خاصى متناسب با این ماه در زندگى خود ایجاد مىکردند، به گونهاى که این ماه را، سراسر، به تلاوت قرآن مجید و دعا کردن و انجام دادن مستحبات مربوط به ماه رمضان سپرى مىکردند. ایشان، به هنگام سحر وافطار، بسیار کم مىخوردند، به گونهاى که خادمشان فکر مىکردند که امام، چیزى نخورده است . حضرت امام رحمة الله علیه درباره رمضان چنین مىسرایند: ماه رمضان شد، مى و میخانه بر افتاد عشق و طرب و باده، به وقت سحر افتاد افطار به مى کرد برم پیر خرابات گفتم که تو را روزه، به برگ و ثمر افتاد با باده، وضو گیر که در مذهب رندان در حضرت حق این عملت بارور افتاد
کلمات کلیدی: وصیت نامه سیاسی الهی ،سیره عملى امام خمینى
|
| امام خمینی و پیروزی انقلاب اسلامی ایران |
| ساعت ٤:٥٢ ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٧/۱٢/۱ |
|
بیانات امام خمینی در فرودگاه مهرآباد
چکیده: من از عواطف طبقات مختلف ملت تشکر می کنم. عواطف ملت ایران به دوش من بارگرانی است که نمی توانم جبران کنم... ما باید از همه طبقات ملت تشکر کنیم که این پیروزی تا اینجا به واسطه وحدت کلمه بوده است، وحدت کلمه مسلمین، همه، وحدت کلمه اقلیت مذهبی با مسلمین، وحدت دانشگاه و مدرسه علمی، وحدت طبقه روحانی و جناح سیاسی. باید ما همه این رمز را بفهمیم که وحدت کلمه رمز پیروزی است و این رمز پیروزی را از دست ندهیم...
پیروزی انقلاب اسلامی ایران 22 بهمن 1357
در روز 22 بهمن 1357، تاریخ نهضت اسلامی مردم ایران به رهبری امام خمینی (ره) به نقطه عطف خود رسید. در این روز سرانجام مبارزات مردم مسلمان به بار نشست و پادشاهی 2500 ساله و ظلم و استبداد بیش از 50 ساله رژیم پهلوی در ایران، ریشه کن شد و به خواست الهی حکومت جمهوری اسلامی تأسیس شد.
روز جمهوری اسلامی 12 فروردین 135٨
صبحگاه 12 فروردین که روز نخستین حکومت ا... است از بزرگترین اعیاد ملی و مذهبی ماست و ملت ما باید این روز بزرگ را عید بگیرند و زنده نگه دارند. روزی که کنگره های قصر 2500 ساله حکومت طاغوتی فرود ریخت و سلطه شیطانی برای همیشه رخت بربست و حکومت مستضعفین جانشین آن گردید . "
|
| انقلاب اسلامی ایران |
| ساعت ٤:٤٥ ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٧/۱٢/۱ |
|
نویسنده : نصرت ادریس ، استادیار دانشکده علوم سیاسى دانشگاه کراچى بدین ترتیب در اکثر اوقات وظیفه یک فرد مصلح همان وظیفهاى است که یک انقلابگر بهعهده دارد با این تفاوت که اصلاح کننده ابتدا چگونگى مسائل و میزان آنها را بررسى مىکند و سپس به رفع آن مىپردازد در حالىکه شخص انقلابى بدون اینکه به عوامل خوب و بد و مفید و مضر توجه کند همه را از میان برمىدارد معمولا با افزایش مسائل و مفاسد در جامعه صبر و حوصله افراد، به پایان رسیده و این وضعیتبه آنها فرصت نمىدهد که بتوانند با شناخت مشکلات جامعه به رفع آن بپردازند و امور را اصلاح نمایند. بنابراین در چنین شرایطى روشهاى انقلابى بیشتر از تدابیر اصلاحى مؤثر واقع مىشوند. اما این واقعیت را نیز باید پذیرفت که انقلابات موفق وخامت و آشفتگى گذشته را بکلى از بین برده و همزمان با خاتمه تدریجى خشونتها نظام نوینى را پایهگذارى مىکنند . در تاریخ معاصر جهان سه انقلاب عظیم ثبت گردیده است که به ترتیب در فرانسه روسیه و ایران به وقوع پیوستهاند. انقلاب فرانسه برخلاف سایر انقلابات که دوام چندانى ندارند تاکنون باقى است و امروز این انقلاب از دیدگاههاى زمان و فرهنگ غرب شناخته مىشود. اهدافى که انقلاب فرانسه بر پایه آنها شکل گرفته است عبارتند از آزادى فکرى، مساوات جسمانى، روشنفکرى و نظام جمهورى ولى در عین حال عنصر تندروى نیز در این انقلاب وجود داشت و در آن زمان نیز تحت تاثیر روحیه انقلابى تلاشهایى براى نابودى همه امور و عناصر گذشته صرف نظر از مثبتیا منفى بودن آنها انجام گرفت و اصول و قوانین جدید انقلابى اجرا گشت. در نتیجه این بحران شدید انقلابى کشور فرانسه تاکنون اعتدال مطلوب را در زمینههاى سیاسى اقتصادى و تمدن حاصل نکرده است. گفته مىشود که انقلاب فرانسه یک انقلاب موفق بوده است ولى امروز مشاهده مىشود که تمام شعبههاى ملى این کشور غیر مستحکمند. انقلاب روسیه نیز چنین حادثه بزرگى بود که در تمدن غرب رخ داد ولى این انقلاب در مدت یک قرن اهداف خود را بکلى تحریف کرد و اثرى را برجاى نهاد که غربیان را به تفکر واداشت که این انقلاب چرا شکستخورد و حتى براى آنان این سؤال را مطرح کرد که چرا این انقلاب برپا گردید. اما انقلاب ایران با توجه به نوع خود منحصر به فرد است. این انقلاب خارج از محدوده فرهنگ غرب بوده و معیارهاى فرهنگى آن بسیار متفاوت با معیارهاى غربى است. آنچه انقلاب ایران را کاملا از انقلاب فرانسه متمایز ساخته است این است که انقلاب ایران برخلاف انقلاب فرانسه مدعى ایجاد نظام جدید نبود بلکه روح ابدیت را در نظام موجود دمیده و آن را با روش حیات ابدى هماهنگ ساخت. براى تحلیل صحیح انقلاب ایران و اوضاع فعلى باید همه تعصباتى را که در مورد این انقلاب در اذهان ما وجود دارد کنار بگذاریم. زیرا بزرگترین مشکلى که مانع شناخت انقلاب اسلامى مىگردد این است که مسلمانان معمولا از دیدگاههاى نژادى و فرقهاى به آن مىنگرند. جهان اشتراکى و وابستگان آن سعى مىکنند این انقلاب را در پرتو افکار و عقاید کارل مارکس، لنین و انگلس در چارچوب جنگ تاریخى سرمایهدارى و غربت و انقلاب جدلیاتى نشان مىدهند، و تمام امور مربوط را فقط از دیدگاه قدرت مادى بررسى مىکنند. لذا ما نباید انقلاب ایران را با معیارهاى فکرى اعتقادى و با توجه به نظریات و منافع خود بسنجیم بلکه باید با توجه به اوضاع و افکار و عقاید موجود در این کشور پیرامون آن تحقیق نماییم هنگامى که انقلاب فرانسه یا روسیه را مطالعه مىکنیم هیچ کدام از عقاید و نظریات شخصى در ذهن ما وجود ندارند و تمام وقایع این انقلابها را فقط به وسیله آن افکار و نظریات مطالعه کرد که قوه محرکه انقلاب را فراهم کرده اند. در مورد انقلاب ایران نیز اگر به همین روش عمل شود مشکلى باقى نخواهد ماند. مسلم است که عقاید و نظریات اسلامى شیعه قوه محرکه انقلاب بوده است پس باید براى مطالعه گسترده این انقلاب را برپایه همین اعتقادات بررسى نماییم. امروز 19 سال از عمر انقلاب ایران مىگذرد اگر چه این کشور در تمام ادوار زمان مظاهرى از قدرت داخلى خود را عرضه داشته است ولى تازهترین این مظاهر قدرت که به صورت انقلاب اسلامى بروز کرده استیک رویداد عظیم در طول تاریخ این کشور و حتى تاریخ بشرى به شمار مىرود که تمام دنیا را به شگفتى واداشته است. انقلاب ایران انقلابى است پویا و ادامهدار. مبارزه با نظام فرسوده و قدرتهاى ارتجاعى همچنان ادامه داشته است چنانکه در دولتهاى جدیدالتاسیس آسیاى میانه براى احیاى ارزشهاى اسلامى ادامه دارد. این امر دورنمایى از آینده را نشان مىدهد و جزئیات آن هنوز بهطور واضح قابل فهم نیست زیرا تاریخ پس از گذشت قرنها حقایق را آشکار مىسازد. آنچه بیش از سایر امور شگفتى و حیرت را بر مىانگیزد این است که ایران در طى این انقلاب بکلى دگرگون شد. شاه عقاید و نظریات غرب را با عقاید و نظریات مردم ایران هماهنگ دانست. در نتیجه، طوفانى از احساس حقارت و بیگانگى و خشم و غضب علیه دولت دامنگیر ملت ایران شد و بالاخره زمینه ایجاد انقلاب اسلامى توسط امام خمینى (ره) در ایران براى غلبه بر این مفاسد بهوجود آمد. پیروزى این انقلاب با رهبرى امام خمینى به مردم جهان آموخت که یک ملت فقط با ایمان، اراده محکم و اتحاد و آرزوى شهادت مىتواند قدرتهاى جهان را شکست دهد. این تجربه به روش کار نهضتهاى اسلامى جهت تازهاى بخشید. امروز نه تنها نهضت اسلامى در ایران بلکه در این عصر مادیگرایى فقط منافع اقتصادى انگیزه این انقلاب نیستند بلکه این انقلاب از نیروى ایمان سرچشمه گرفته و عقیده موجود و عزم و اراده اجراى نظام توحیدى هدیه اصلى آن مىباشد. آنچه در ایران رخ داده استبر همه روشن است ولى سؤال اینجاست که چرا این امور اتفاق افتادند؟ این سؤال نه تنها براى ما بلکه براى مسئولین سیاسى طراحان برنامههاى اقتصادى کارشناسان امور مالى و توسعه سیاستمداران و دیگران نکات آموزنده بسیارى را در برمىگیرد.
به نظر من سه عامل مهم در انقلاب ایران دخالت داشته اند. یعنى من مىخواهم بعضى از تاثرات و مشاهدات خود را بیان نمایم. اگر چه برخى از آنها ظاهرا سطحى به نظر مىرسند ولى من معتقدم که تمام آنها مربوط به مسائل مهم و بنیادى مىباشند همانطور که قبلا نیز اشاره شد انقلاب اسلام ایران قصد ایجاد نظام جدید را داشتبلکه مىخواستبا همان نظام موجود روح تازه حیات ابدى را بیامیزد در عصر شاه مردم ایران دچار تسلط تمدن مادى بودند. تمدنى که حکمت نظرى و حکمت عملى آن بر پایههاى نادرست استوار شده بود و در تمام زمینههاى اخلاق، اقتصادى، علمى و غیره در جهت نادرستى قرار داشت. جهل و غفلت موجب بیگانگى جامعه از تعهد و احساس مسئولیت شده بود و خودپرستى جایگزین خداپرستى شده بود و جامعه در پرتگاه نیستى و نابودى قرار گرفته بود. چاره این اوضاع فقط در این بود که به سرچشمه آسمانى علم و هدایت که خداوند آن را بهوسیله آخرین پیامبر خود به جامعه بشرى عنایت فرموده است مراجعه شود بنابراین مهمترین عظمت انقلاب ایران این است که این انقلاب براساس نداى توحید برپا گردیده و توانایى خود را از عقاید بنیادى اسلام بهدست آورد مسلمانان ایران دستبه یک جهاد دیگر تاریخى و برعلیه حکومت غیراسلامى زدند. ظلم و ستم نوکرى محکومى و غارتگرى که شاه جابر ایران ایجاد کرد در طول تاریخ بىنظیر است. نهضت اسلامى ایران برپایه کلمه طیبه شکل گرفته بود و این بهمعنى نجات از طاغوت و حمایتحق مىباشد روش آن چنین است که با تبلیغ و تلقین میزان حمایت مردم از نهضت افزایش یابد و تایید مردم برپایه احکام اسلامى حاصل گردد. امام خمینى (ره) در نظر داشت که یک انقلاب گسترده اسلامى برپا گردد و براى این منظور باید افکار و اعمال تمام اعضاى جامعه در چارچوب قوانین اسلامى قرار مىگرفت. چنانکه امام خمینى (ره) سعى کردند شبهاتى را که درباره اسلام منتشر شده بود از بین برده و مردم را نسبتبه مسائل دینى و سیاسى آگاه سازد. ملت را از توطئات دشمنان استعمارگر آگاه نموده و احساسات مجاهدانه را در آنان ایجاد کردند تا بتوانند ملت و مملکت را از ظلم و ستم و تسلط بیگانگان نجات دهند.
نظامى که امام خمینى خواهان اجراى آن در ایران بود اصطلاحا نظام ولایت فقیه نامیده مىشود و امروز نیز این شعار پسندیده ولایت فقیه در ایران بهعنوان یک موضوع تربیتى در فضا منعکس مىشود: «مرگ بر ضد ولایت فقیه» فلسفه اجمالى فقیه را که ایشان بیان نمودهاند به شرح زیر است: براى سعادت بشر علاوه بر قانون وجود ضامن اجرایى آن نیز ضرورى است و خداوند همزمان با نزول قوانین اسلام حکم تشکیل ضامن اجراى قانون را نیز صادر فرموده است. کتاب قانون بهصورت قرآن مجید توسط پیامبر اسلام (ص) به ما رسیده است و پیامبر (ص) نیز با تشکیل یک جامعه اسلامى برپایه دستورات قرآن عملا این قانون را اجرا نمودند. بدیهى است که اجراى اسلام فقط منحصر به دوران زندگانى پیامبر نمىباشد بلکه یک امر ضرورى است که باید دائما برقرار باشد و معطل نمودن هریک از قسمتهاى آن مخالفت آشکار با اسلام است. بیش از هزار سال از غیبت امام مهدى (عج) مىگذرد و ممکن است که این غیبت تا هزاران سال دیگر نیز ادامه داشته باشد. آیا در این مدت احکام اسلامى معطل خواهند بود و مردم بهطور کلى آزاد خواهند بود؟ کسانىکه معتقدند که اجراى نظام اسلامى تا ظهور حضرت امام زمان (عج) ضرورى نمىباشد، در واقع منکر ضرورت اجراى اسلام و دائمى بودن این دین هستند. امام خمینى (ره) پس از بیان این مقدمه مهم و بنیادى ادامه مىدهد که عقل و دین حکم مىکنند که دولتهاى موجود را نباید به حال خود نگهداریم زیرا همه این دولتهاغرق در گمراهى هستند و بهجاى شریعت الهى فرمان خود را در جامعه اجرا مىکنند بر مسلمانان واجب است که از سراسر جهان براى برپا نمودن انقلاب اسلامى بپاخیزند زیرا پس از پیامبر (ص) و ائمه (ع) این وظیفه بر دوش آنها گذاشته شده است. امام خمینى (ره) ولایت فقیه را به دو نوع تقسیم مىکند. تکوینى و تشریعى اولى فقط مخصوص ائمه (ع) و دومى منصب عمومى ولایت مىباشد فقهاى امت مىتوانند این مقام را کسب نمایند. در آن صورت بر مردم لازم خواهد بود که از فقیه اطاعت کنند. نظرى که امام خمینى (ره) درباره تقیه اختیار نموده است، بخش مهم دیگرى از اندیشه انقلابى ایشان مىباشد. چکیدهاى از این تفکر ایشان به این صورت است که : ما براى غلبه اسلام تمام امیدهاى خود را به امام زمان (عج) معطوف کردهایم و براى مصونیت از خشم دستگاه طاغوتى به تقیهاى متوسل شدهایم که اسلام اجازه آن را نمىدهد. ما باید خود، انقلاب اسلامى را برپا نماییم. دین کامل اسلام که از سوى خداوند متعال توسط پیامبر اکرم (ص) عرضه شده است هنوز تمام جهان را تحت پوشش قرار نداده استبا ظهور امام زمان (عج) انقلاب اسلامى در سراسر جهان گسترش خواهد یافت. انقلاب ایران با نداى توحید یعنى اعلام برائت از هرگونه نظام غیر الهى برپا گردید از آنجا که نظامهاى پادشاهى، خودکامگى و استبداد مغایر با نظام حکومت الهى بودند انقلاب ایران ضد این قوانین باطل و غیر اسلامى بود نظام سیاسى اسلام یک نظام الهى است که متمایز از تمام نظامهاى دیگر مىباشد. در این نظام حق مالکیت و حاکمیت از آن خداست و مسلمین بهعنوان نمایندگان الهى نظام خلافت و جانشینى پروردگار را اجرامىنمایند در این نظام فقط قرآن و سنت از لحاظ قانونى اولویت دارند. در این نظام که براساس شورى عمل مىکند از وظایف حتمى دولتبه شمار مىرود فریضه اصلى دولت اسلامى خدمتبه مردم جامعه است و ظلم و ستم بر جامعه از خصوصیات سلطنت مطلقه مىباشد و نظام شورایى اسلام نظامى است که ظالم و ستمگر در آن راه ندارد. جامعه اسلامى بعد از عصر خلافت راشدى همواره دچار نظام اکمیتبودهاند. با خاتمه عصر استعمار، در بسیارى از کشورهاى مسلمان نظام جمهورى غربى جانشین نظام سلطنتى قبلى شد و در سایر کشورهاى اسلامى نظام سلطنتى همچنان باقى ماند. ایران نخستین کشور جهان است که با رهبرى امام خمینى انقلابى را بر ضد سلطنت و حاکمیتبرپا نموده و توسط آن نظام سلطنتى را با شکست آشکار روبه رو ساخت. بىثباتى اقتصادى کشور سومین عامل مهم انقلاب ایران بود. قبل از هر چیز باید توجه داشت که اگر بهصورت ناقص از نظام اقتصادى غرب تقلید کنیم مسائل اقتصادى ایجاد خواهد شد این مسائل منجر به ناآرامى جامعه خواهند گشت. این ناآرامى نیز بهصورت مخالفت و سرپیچى علنى از احکام دولتبروز خواهد کرد در ایران نیز انباشته شدن سرمایه کشور در نزد عدهاى بخصوص باعث وخامت اوضاع شده بود. ولى آنچه مردم را به انقلاب علیه نظام شاهنشاهى واداشت طرز بهدست آوردن، و نمایش این سرمایه بود مردم قادرند تا حد شگفتانگیزى مشکلات مادى را تحمل کنند ولى هنگامىکه افرادى از میان خود آنها به عزت نفس و موقعیتبنیادى اجتماعى آنان لطمه وارد کنند. در نتیجه آنها نیز با خشونت واکنش نشان مىدهند. شاه ایران نمىدانست که این ناهماهنگى اقتصادى پیامدهاى سهمگین اجتماعى را بهدنبال خواهد داشت. مردم کشور از نظر اقتصادى به دو دسته تقسیم شده بودند. در یک طرف طرز زندگى سرمایهداران مشاهده مىشد که تهران و اطراف آن را دربرگرفته بود. در مقابل آن جامعه مستضعف روستایى قرار داشت که حتى از امکانات اساسى زندگى نیز برخوردار نبودند. بدین ترتیب یاس و احساس محرومیت قشر محروم و مستضعف کشور را فراگرفته بود و از سوى دیگر طبقه حاکم. و بدین ترتیب این رقابت، تمام سرمایه ملى را به سوى طبقه بالا سوق مىداد اکثریت افراد ملت را مستضعفین تشکیل مىدادند و از آنجا که این انقلاب براى واگذارى حقوق مستضعفان به آنان برپا شده بود این قشر جامعه توسط انقلاب جلب شده بودند. براساس یک بررسى انجام شده، قبل از انقلاب، هشتاد درصد از جمعیت کشور را مستضعفین تشکیل مىدادند. ده درصد را افراد نیمه مستضعف و ده درصد دیگر را مستکبرین تشکیل مىدادند. و همین طبقهبندى اقتصادى بود که باعث عدم تعادل بیشتر نظام اقتصادى کشور شده بود. حرص، فساد، خوشگذرانى و جاهطلبى روز افزون شاه و خشم و احساس محرومیتى که بتدریج در مردم اوج مىگرفتسرانجام سبب برخاستن نهضتى از مردم شد که چون سیل خروشانى نظام شاهنشاهى را سرنگون کرده و انقلاب اسلامى را به پیروزى رسانید. امام خمینى (ره) این انقلاب را انقلاب مستضعفان علیه مستکبران نامیده اند. انقلاب ایران علیه جبر و استبداد نظام دولتى غیر اسلامى حاکمیت غیرالهى و عدم تعادل اقتصادى برپا گردیده است و با نتایجخود جهان را به حیرت و شگفتى واداشته است. انقلاب اسلامى ایران با توجه به جامعیت و نظم و هماهنگى خود به هیچ وجه با سایر تحولاتى که تاکنون در جهان بهوقوع پیوستهاند قابل قیاس نمىباشد. امام خمینى(ره) اسوه جدیدى از مبارزه همزمان با عوامل داخلى و خارجى و هماوردى با دشمنان اسلام بودند. علم و بصیرت دینى تلاش خستگىناپذیر در راه اسلام ایثار و فداکارى استقامت و اراده راسخ، سادگى، شجاعت و بینش سیاسى از جمله ویژگیهایى هستند که تجمع آنها در شخصیت عظیم امام خمینى (ره) باعثشد که وى بهعنوان موفقترین رهبر عصر خویش در جهان شناخته شود. نهضتى را که ایشان در سال 1963 میلادى آغاز کردند با تلاش وجد و جهد طاقتفرسا در طول شانزده سال به موفقیت و پیروزى رسانیدند. ایشان به عنوان یک فرد مصلح ابتدا میزان فساد را بررسى نموده و سپس به اصلاح امور با استفاده از راه و روشهاى مناسب پرداختند. پس از آن بر مردم و دولتمردان روشن نمودند که اسلام فقط مجموعهاى از اعمال و عبادات شخصى و یا نظام ناهماهنگ با اوضاع و شرایط زمان نمىباشد. بلکه یک نظام کامل و همه جانبه زندگانى بشرى است و خداوند متعال با وضع مقررات همه جانبه و پاسخگوى تمام نیازهاى نوع بشر راه سعادت او را تعیین فرموده است. امام خمینى خواهان تشکیل دولتى در ایران بودند که رهبرى آن در دست فقیه عادل باشد تا بتواند ملت را از سلطه دست نشاندگان استعمار برهاند و با محو کردن تمام آثار آن از جامعه زمینه سعادت دنیا و آخرت جامعه را فراهم کند. ایشان سیماى حکومت اسلامى را کاملا بر مردم واضح نمود و ملت را براى استوارسازى بنیادهاى دولت نوین آگاه و مصمم نمود. گرچه در کشورهاى متعدد اسلامى از دیرباز تلاشهایى براى ایجاد انقلاب اسلامى انجام مىگردند ولى این شرف فقط نصیب ایران شد که مردم آن با ایمان اتحاد و شهادت طلبى و پیروى از رهبر انقلاب علاوه بر اینکه توانستند اقتدار کشور را در دست گیرند این مطلب را نیز ثابت کردند که این ادعاى جامعه اشتراکى که «انقلاب فقط بر اثر عوامل اقتصادى واقع مىگردد. » یک ادعاى غلط و نادرست مىباشد. ایشان همچنین قدرت سیاسى اسلام را کاملا آشکار نمودند و تصورات شرق و غرب را درباره دین اسلام تغییر دادند.
کلمات کلیدی:
|
| امام خمینی (ره) و فرهنگ |
| ساعت ٤:٤٤ ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٧/۱٢/۱ |
|
از دیدگاه امام خمینی (ره) فرهنگ اساس سعادت یا شقاوت یک ملت است و رستگاری هر جامعه از راه اصلاح و احیاء فرهنگی امکانپذیر است. از نگاه امام فرهنگ دارای دو ساحت اصلی است. نخست بُعد فردی فرهنگ که با انسان و سعادت او ارتباط دارد و دیگری بُعد اجتماعی فرهنگ که در عرصة حیات اجتماعی انسانها حضور دارد. به هر روی با این نگاه فرهنگ موضوعی است ویژة انسان و ارتباطی وثیق با هدایت و تربیت او دارد. از نگاه ایشان فرهنگ سازنده و پیشرو در حوزههای فردی و اجتماعی سبب هدایت انسانها و جامعه و تربیت الهی هر دو خواهد شد. ایشان با توجه به هر دو بُعد فردی و اجتماعی فرهنگ، تأثیراتی عمیق بر هر دو ساحت فرهنگ اسلامی ایرانی گذاشتهاند، به گونهای که الگوی تحول فرهنگی ایران پس از انقلاب اسلامی میتواند به تنهایی موضوع تحقیقی جامع و فراگیر باشد. ایشان در بُعد فردی مسائل فرهنگی سالها به خودسازی و تربیت خویش و دیگران پرداختند و در قالب سلوک اخلاقی و عرفان عملی اسلام نمونهای از انسان تربیتیافتة الهی را به جهان امروز معرفی نمودند. جوانان بسیاری نیز در این نظام تربیتی که امام احیاگر آن بودند رشد یافتند و سیر الی ا... خویش را با مراد خود پیمودند و به عناصر اصلی انقلاب اسلامی تبدیل شدند. در ابعاد اجتماعی نیز تئوری اصلاح فرهنگی امام در قالب انقلاب اسلامی معرفی و تبیین شده است. از نگاه امام فرهنگ مطلوب یک جامعه باید حاوی 3 ویژگی زیر باشد : در ادامه سعی خواهیم نمود به تبیین این سه ویژگی از دیدگاه فرهنگی امام بپردازیم : «آنها فرهنگ ما را آنطور درست کردهاند که نگذاشتند انسان در آن تربیت پیدا کند. اینها نگذاشتند که جوانان ما رشد پیدا کنند. اینها در فرهنگ ما رخنه کردند و فرهنگ ما را به روزی انداختند که انسان نتواند در آن رشد پیدا کند (1)» . ایشان اصل رشد و هدایت انسان به سوی خداوند متعال را نیز به عنوان اولین وظیفة دولت موقت ایران در سال 1358 (1979میلادی) معرفی کردند و فرمودند: « باید در این سال جدید عنایت زیادی شود اول به فرهنگ که این خیلی مهم است، این فرهنگ باید متحول شود، فرهنگ استعماری فرهنگ استقلالی شود باید معلمان ما متناسب با فرهنگ ما انتخاب شوند و جوانان ما را به گونهای صحیح تربیت کنند یعنی جوانان ما تربیت انگلی پیدا نکنند. چنانچه که تا به حال اینگونه بوده که آنها را غربی بار آوردهاند. این مسأله در فرهنگ ما مطلب بسیار مهمی است. بالأخره فرهنگ ما باید متحول شود (2)» . امام در تبیین عدم توجه به این مسألة مهم خصوصاً در دانشگاهها میفرمایند : «ما بیش از پنجاه سال است که دانشگاه داریم لکن چون خیانت شده است به ما از این جهت رشد انسانی ندارد. تمام انسانها و نیروی انسانی ما را از بین برده است (3) » . 2 - بر اساس دیدگاه امام، فرهنگ باید روزآمد و پیشرو باشد و در عرصة توسعة فرهنگی جامعه نقشی فعال و پویا داشته باشد. در دیدگاه امام آلوده شدن فرهنگ به تحجر و واپسگرایی نیز از آسیبهای بزرگ فرهنگ است. لذا امام در اولین روزهای انقلاب در پاسخ به عدهای از متحجرین و در پاسخ به شایعاتی مبنی بر تحریم سینما از سوی مراجع دینی فرمودند (4) » . «ما کی با تجدد مخالفت کردهایم؟ سینما یکی از مظاهر تمدن است که باید در خدمت مردم و تربیت آنها باشد. ما با فساد مخالفیم نه با سینما» . پویایی و سرزندگی فرهنگ از نگاه امام یکی از ویژگیهای اصلی فرهنگ است. به اعتقاد امام فرهنگ مشرقزمین این توانایی را دارد که بدون تأثیر از سایر فرهنگها نقشی فعال و پویا ارائه نماید. ایشان در وصیتنامة خویش در فرازی به نقشة دامنهدار استعمار غرب برای رخوت و رکود فرهنگی جوانان به وسیلة مظاهر فساد اشاره مینمایند و آن را مغایر پویایی فرهنگی مشرق و به خصوص ایران میدانند. از نگاه امام الگوی خودباوری شرق یکی از راههای پویایی و سرزندگی فرهنگ شرقی است و به همین جهت در وصیتنامة خویش خطاب به جوانان ایرانی میفرمایند: « و بدانید که نژاد آریا و عرب از نژاد اروپا و آمریکا و شوروی کم ندارد اگر خودی خود را بیابد.» (5) 3. از نگاه امام خمینی (ره) فرهنگ خودی هر جامعه مناسبترین فرهنگ برای رشد و بالندگی آن جامعه است و تلاش در جهت هرچه پربارتر کردن این فرهنگ موجب استقلال فرهنگی خواهد شد. در ادبیات امام فرهنگ غرب، ویرانگر فرهنگ شرقی است ولی با این وجود امام بر اخذ وجوه مثبت فرهنگ غربی تکیه دارد. خودباوری فرهنگی در اندیشة امام یک اصل اساسی است . امام معتقد است غرب در پی استیلای فرهنگی خویش بر شرق است و این استیلا نظم فرهنگی جامعه شرقی را بر هم خواهد زد. ایشان در پیام تاریخی خویش به گورباچف به این نکته اشاره کرده و میفرمایند: “شما اگر بخواهید در این مقطع تنها گرههای کور اقتصادی سوسیالیسم و کمونیسم را با پناه بردن به کانون سرمایهداری غرب حل کنید، نه تنها دردی از جامعة خویش را دوا نکردهاید که دیگران باید بیایند و اشتباهات شما را جبران کنند. (6) غربستیزی منطقی امام، همواره بر جهت خاص حفظ و کسب استقلال فرهنگی استوار بوده است. از نگاه امام غربستیزی فرهنگی در کنار تحول فرهنگی در چارچوب فرهنگ شرقی باید به استقلال فرهنگی بیانجامد چنانکه فرمودند: « بالأخره باید فرهنگ متحول شود به یک فرهنگ سالم و یک فرهنگ مستقل و یک فرهنگ انسانی.) از نگاه امام خمینی (ره) باید اصلاح یک جامعه را از اصلاح فرهنگی آن جامعه آغاز کرد. انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام نیز در پی تجدید حیات معنوی و فرهنگی انسان و جامعه بوده و هست. این شیوة اصلاح فرهنگی امام الگویی از تحول فرهنگی در پرتو تعهد فرهنگی را به جهان امروز عرضه نمود .
کلمات کلیدی:
|
| مشخصات نویسنده |
|
درباره : کانون تخصصی مهدویت شهید اشرفی اصفهانی مسجد محمودیه شهر اراک پروفایل مدیر : یاس کبود- کانون تخصصی مهدویت |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| لینکستان |













