کانون مهدویت

کانون تخصصی مهدویت شهید اشرفی اصفهانی

سال نو مبارک باد
ساعت ٥:۳٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸٧/۱٢/٢٤  

سال نو مبارک باد

 

با سلام خدمت شما خوانندگان و بینندگان عزیز و گرامی

تبریک عرض می نمایم میلاد با سعادت رسول اکرم (ص) و همچنین میلاد امام جعفر صادق (ع) را به شما مردم غرور آفرین ایران عزیز مان .

 

به امید آن روز که مولا و سرورمان صاحب الزمان (عج) ظهور کند و جهان را پر از عدل و داد نماید .

 


کلمات کلیدی:
 
سخنان امام خمینی(ره) و آیت الله خامنه ای در مورد دفاع مقدس و منزلت شهید
ساعت ٥:٥٢ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸٧/۱٢/۱٧  

پاسدار انقلاب اسلامی آگاهانه راه حسین (ع) را که ادامه راه انبیاء الهی است انتخاب می کند و در این راه، فروغ خون اصحاب حسین (ع) و شهیدان گلگون کفن کربلا را چراغ راه خویش قرار می دهد.


کلمات کلیدی: دفاع مقدس
 
امام خمینی و پیام ها و دیدگاهها
ساعت ۳:٥٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸٧/۱٢/٩  

امام خمینى از نگاه اندیشمندان خارجى

 

دکتر «فرانسیسکو اسکودرو بداته‏» رئیس فدراسیون جوامع اسلامى اسپانیا:

«چهره حیات بخش امام خمینى در جهان اسلام، امرى غیر قابل اغماض مى‏باشد و ایشان یکى از بزرگترین شخصیت هاى قرن حاضر محسوب مى‏شوند. وى افزود: انقلاب اسلامى ایران، به رهبرى امام خمینى سبب بروز تحولات و دگرگونی هاى عظیم در جهان اسلام شد و وى چهره جدیدى از اسلام را ارائه کرد. انقلاب ایران ، درس مبارزه علیه بى عدالتى و مقابله با حکومت هاى دیکتاتورى و غیر انسانى را آموخت. » 


 
امام خمینی و خاطرات
ساعت ٤:۳٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٧/۱٢/٥  

نامه عاشقانه امام به همسرش

متن کامل این گفتگو و گزارش بشرح زیر است:

«تصدقت شوم؛ الهی قربانت بروم، در این مدت که مبتلای به جدایی از آن نور چشم عزیز و قوت قلبم گردیدم متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آینه قلبم منقوش است. عزیزم، امیدوارم خداوند شما را به سلامت و خوشی در پناه خودش حفظ کند. [حال] من با هر شدتی باشد می‌گذرد ولی به حمدالله تاکنون هرچه پیش آمد خوش بوده و الان در شهر زیبای بیروت هستم. حقیقتا جای شما خالی است. فقط برای تماشای شهر و دریا خیلی منظره خوش دارد. صد حیف که محبوب عزیزم همراهم نیست که این منظره عالی به دل بچسبد... ایام عمر و عزت مستدام. تصدقت. قربانت؛ روح‌الله.»

امام خمینی


 
خاطرات امام خمینی (عطوفت و مهربانی)
ساعت ٤:٤۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٧/۱٢/٤  

پیرمرد باغبان

یادم هست من کوچک بودم، روزى پیرمردى براى باغچه منزل ما خاک آورد.ما سر سفره بودیم که او آمد.امام گفتند که این پیرمرد ناهار نخورده است.غذاى ما زیاد نبود. بعد بشقابى از توى سفره برداشتند و خودشان چند قاشق از غذایشان را در بشقاب ریختند و به ما گفتند: «بیایید هر کدام چند قاشقى از غذاى خود را در این بشقاب بریزید تا به اندازه غذاى یک نفر بشود.»

ما که آن روز غذاى اضافى نداشتیم، به این ترتیب غذاى آن پیرمرد را آماده کردیم در عالم بچگى آنقدر از این کار خوشم آمد که نهایت نداشت.

 

 

بیست دقیقه اشک مى‏ریختند

پس از ماجراى پانزده خرداد، خدمت امام مشرف شدم.حدود 35 دقیقه خدمت‏ایشان صحبت کردم.حادثه پانزده خرداد را براى امام توضیح دادم.و امام حدود بیست دقیقه اشک مى‏ریختند.

امام خمینی

بقیه خاطرات را در ادامه مطالب بخوانید


 
روح الله الموسوی الخمینی
ساعت ٤:٤٤ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸٧/۱٢/۳  

سیره‏ عملى امام خمینى (ره)

 

عالمان ربانی، چلچراغ‏هاى پر فروغى هستند که در هرعصرى، در آسمان علم و عمل مى‏درخشند، و با کسب نور و گرما از خورشید رسالت و امامت، بر زمینیان تجلى مى‏کنند و آنان را به سوى منابع نور و برکت دودمان وحى، رهنمون مى‏سازند، و بر بال عرفان ناب محمدى صلى الله علیه وآله نشانده، بر مشکات ملکوت، عروج مى‏دهند.

در میان دین باوران کفر ستیز، چهره محبوب قرن، فقیه تیزبین سیاست مدار، فیلسوف، عارف ژرف نگر، عالم متخلق و رهبر و بنیان گذار جمهورى اسلامى، حضرت امام خمینى رضوان الله علیه، از موقعیتى والا و ویژه برخودار است، زیرا روزها و ساعت‏ها و لحظه‏هاى عمر او، با مراقبه و محاسبه سپرى شد و صدها آیه قرآن را مجسم ساخت و عینیت ‏بخشید.در این مبحث به سیره عملی امام می پردازیم تا ره توشه ای برای عاشقان ماه رمضان باشد .

حضرت امام (ره) توجه ویژه‏اى نسبت ‏به ماه رمضان داشته و بدین جهت، ملاقات‏هاى خودشان را در ماه رمضان تعطیل مى‏کردند و به دعا و تلاوت قرآن و... مى‏پرداختند.

و خودشان مى‏گفتند: «خود ماه مبارک رمضان، کارى است‏».

یکى از یاران امام، در این باره گفته است :

در این ماه، ایشان شعر نمى‏خواندند و نمى‏سرودند و گوش به شعر هم نمى‏دانند . خلاصه، دگر گونى خاصى متناسب با این ماه در زندگى خود ایجاد مى‏کردند، به گونه‏اى که این ماه را، سراسر، به تلاوت قرآن مجید و دعا کردن و انجام دادن مستحبات مربوط به ماه رمضان سپرى مى‏کردند.

ایشان، به هنگام سحر وافطار، بسیار کم مى‏خوردند، به گونه‏اى که خادم‏شان فکر مى‏کردند که امام، چیزى نخورده است .

حضرت امام رحمة الله علیه درباره رمضان چنین مى‏سرایند:

ماه رمضان شد، مى و میخانه بر افتاد       عشق و طرب و باده، به وقت ‏سحر افتاد           

 افطار به مى کرد برم پیر خرابات گفتم        که تو را روزه، به برگ و ثمر افتاد   

 با باده، وضو گیر که در مذهب رندان       در حضرت حق این عملت ‏بارور افتاد


 
امام خمینی و پیروزی انقلاب اسلامی ایران
ساعت ٤:٥٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٧/۱٢/۱  

بیانات امام خمینی در فرودگاه مهرآباد

چکیده: من از عواطف طبقات مختلف ملت تشکر می کنم. عواطف ملت ایران به دوش من بارگرانی است که نمی توانم جبران کنم... ما باید از همه طبقات ملت تشکر کنیم که این پیروزی تا اینجا به واسطه وحدت کلمه بوده است، وحدت کلمه مسلمین، همه، وحدت کلمه اقلیت مذهبی با مسلمین، وحدت دانشگاه و مدرسه علمی، وحدت طبقه روحانی و جناح سیاسی. باید ما همه این رمز را بفهمیم که وحدت کلمه رمز پیروزی است و این رمز پیروزی را از دست ندهیم...

 

پیروزی انقلاب اسلامی ایران

22 بهمن 1357

 

در روز 22 بهمن 1357، تاریخ نهضت اسلامی مردم ایران به رهبری امام خمینی (ره) به نقطه عطف خود رسید. در این روز سرانجام مبارزات مردم مسلمان به بار نشست و پادشاهی 2500 ساله و ظلم و استبداد بیش از 50 ساله رژیم پهلوی در ایران، ریشه کن شد و به خواست الهی حکومت جمهوری اسلامی تأسیس شد.
نهضت اسلامی ایران در سال 1341 با اعتراض شدید حضرت امام خمینی و روحانیت پیشرو به لایحه انجمن های ایالتی و ولایتی و آنچه که محمدرضا شاه آن را انقلاب سفید شاه و ملت می‌خواند شروع شد. در این لایحه، قید اسلام از شرایط انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان حذف و به جای سوگند به قرآن، سوگند به کتاب آسمانی آورده شد و به زنان نیز حق رأی داده شد.
پس از آن محمدرضا پهلوی، لوایح ششگانه‌ای را طرح و در یک رفراندوم نمایشی به تصویب رساند. امام خمینی و مراجع قم نوروز سال 1342 را عزای عمومی اعلام کردند.
در دوم فروردین 1342 مجلسی که به مناسبت شهادت امام جعفر صادق (ع) تشکیل شده بود با حمله مزدوران ساواک رژیم پهلوی به مدرسه فیضیه قم به خاک و خون کشیده شد و عده‌ای از طلاب شهید و مجروح شدند. حادثه مدرسه فیضیه قم، روحانیت و مردم را مصمم‌تر نمود و حضرت امام در سخنرانی تاریخی خود در عاشورای همان سال به شاه و آمریکا و اسرائیل حمله شدیدی کردند. به دنبال این سخنرانی مهم و تاریخی، عوامل رژیم، حضرت امام را در شب 15 خرداد 1342 دستگیر و به تهران منتقل کردند. با اعلام این خبر در شهرهای مختلف، تظاهرات عظیمی بر پا شد و رژیم پهلوی دستور سرکوب این قیام را داد. در قیام تاریخی پانزده خرداد 1342 که نقطه عطفی در ابتدای نهضت اسلامی بود، هزاران نفر از مردم شهرهای مختلف به شهادت رسیده و یا مجروح شدند.
حضرت امام در 18 فروردین 1343 آزاد شدند و از همان ابتدای آزادی به سخنرانی و مبارزه علیه رژیم ادامه دادند. ایشان که از ابتدای جوانی شعار قرآن " قل انما اعظکم بواحده ان تقوموا لله مثنی و فرادی " را سرلوحه کار خویش قرار داده و تنها راه اصلاح در جهان را قیام لله می‌دانستند، در تاریخ 4 آبان 1343 در واکنش به تصویب لایحه مصونیت مستشاران آمریکایی در ایران (کاپیتولاسیون) طی یک سخنرانی سرنوشت ساز در مسجد اعظم قم به افشاگری شدید اللحنی علیه رژیم پرداخته و کاپیتولاسیون را عامل بردگی ایرانیان و ناقص استقلال کشور و مایه ننگ رژیم پهلوی دانستند.
رژیم سفاک پهلوی که از روشنگری های رهبری نهضت به تنگ آمده بود چاره را در تبعید ایشان دانست و بدینگونه حضرت امام را در 13 آبان 1343 به ترکیه تبعید کردند. در 13 مهر 1344 امام، به همراه فرزندشان آیت‌الله سیدمصطفی خمینی به نجف منتقل شدند.
حضرت امام از بهمن ماه 1348، درس ولایت فقیه خود را که در حقیقت پایه‌های تئوریک حکومت اسلامی بود، آغاز کردند. سلسله مباحث ولایت فقیه به شکل کتابی مدون در ایران و کشورهای عربی انتشار یافت. همچنین حضرت امام به مناسبت های مختلف از جمله در جریان جشن‌های 2500 ساله شاهنشاهی، به روشنگری خود علیه رژیم پهلوی ادامه می‌دادند.
در سال‌های اولیه دهه 1350، درآمد حاصل از نفت بیکباره افزایش یافت و شاه که در غرور و نخوت، غرق شده بود، برنامه خود با عنوان رسیدن به تمدن بزرگ را اعلام کرد. همچنین او در تاریخ 11 اسفند 1353 حزب رستاخیز را به عنوان تنها حزب فراگیر اعلام کرد و خودکامگی و استبداد خویش را بیش از پیش نمایان ساخت.
از آغاز سال 1355 شمسی تاریخ رسمی کشور از حزب دموکرات به ریاست جمهوری آمریکا رسید و با اعلام سیاست حقوق بشر خود، محمدرضاشاه، ناگزیر برای جلب رضایت بیش از پیش او فضای باز سیاسی را اعلام کرد.
انقلاب اسلامی با شهادت مشکوک آیت‌الله سیدمصطفی خمینی در نجف اشرف توسط عوامل رژیم، وارد مرحله تازه‌ای شد و امواج خروشانی در بین مردم به پا کرد. امام خمینی این حادثه را از الطاف خفیه الهی دانستند.
روز 17 دی 1356، در روزنامه اطلاعات مقاله اهانت آمیزی تحت عنوان "ایران و استعمار سرخ و سیاه" با امضای مستعار "احمد رشیدی مطلق" و در حقیقت با دستور شاه و دربار علیه امام خمینی به چاپ رسید. مراجع، مردم و طلاب قم در اعتراض به این مقاله اهانت آمیز، قیامی تاریخی را در 19 دی 1356 به ثبت رساندند که این قیام توسط عوامل رژیم پهلوی به خاک و خون کشیده شد.
مراجع تقلید خواستار برگزاری مراسم چهلم شهدای قم، در سراسر کشور شدند و در اکثر نقاط ایران مراسمی برگزار شد؛ اما اینبار نوبت مردم رشید تبریز بود تا در 29 بهمن 1356 قیام آنها به خاک و خون کشیده و حماسه ای دیگر در تاریخ انقلاب اسلامی ثبت شود.
نوروز سال 1357 عزای عمومی اعلام شد و مردم، مراسم چهلم شهدای تبریز را در شهرهای مختلف برگزار کردند که قیام مردم یزد با سرکوب شدید رژیم پهلوی، برگ ننگین دیگری در تاریخ رژیم پهلوی ثبت نمود.
در 28 مرداد 1357 سینما رکس آبادان توسط عوامل ساواک به آتش کشیده شد و مردم بیگناه جان سپردند.
جمشید آموزگار که در سال 1356 به جای امیرعباس هویدا بر مصدر نخست وزیر تکیه زده بود با گسترش امواج انقلاب اسلامی مجبور به استعفا شد و جعفر شریف امامی، که با شعار دولت آشتی ملی سعی در فریب افکار عمومی داشت به نخست وزیری رسید. او تاریخ شاهنشاهی را لغو و قمارخانه‌ها را تعطیل و مطبوعات را آزاد و حزب رستاخیز را منحل کرد؛ اما هشیاری رهبری انقلاب و مردم مسلمان نقشه رژیم را نقش بر آب کرد.
روز 13 شهریور 1357 نماز عید فطر در قیطریه تهران به امامت آیت الله مفتح به نحو بی نظیری برگزار شد و با تظاهرات مردم در روز 16 شهریور، اعلام حکومت نظامی شد. روز جمعه 17 شهریور، مردم، بیخبر از حکومت نظامی به خیابان‌ها ریخته و ارتش شاه در میدان ژاله (شهدا) به روی مردم بی دفاع آتش گشود و خیابان‌های اطراف را غرق در خون مردم بیگناه نمود. هفده شهریور 1357 بدین شکل در تاریخ انقلاب به جمعه سیاه معروف گردید.
با آغاز سال تحصیلی، دانشجویان و دانش‌آموزان حضور مؤثرتری یافتند. امام در 13 مهر 1357 عازم فرانسه شدند و از آنجا سکان کشتی مردم را در امواج خروشان انقلاب اسلامی هدایت نمودند. دهکده نوفل لوشاتو در حوالی پاریس مبدل به کانون خبرساز جهان گردید و مردم و خبرنگاران از همه نقاط دنیا برای مصاحبه با حضرت امام به آنجا سرازیر شدند. در آبان ماه اعتصابات کارکنان شرکت نفت، مخابرات، بانک ملی، سازمان آب، رادیو و تلویزیون و ... بر دامنه مبارزات افزود.
در 13 آبان 1357 تظاهرات دانش‌آموزان و دانشجویان مقابل دانشگاه تهران به خاک و خون کشیده شد. 14 آبان ارتشبد غلامرضا ازهاری مأمور تشکیل کابینه شد.
تظاهرات تاسوعا و عاشورا، عملا به صورت همه پرسی بر ضد رژیم شاهنشاهی درآمد و مردم در شعارهایشان خواستار استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی شدند.
رژیم شاه آخرین نقسها را می‌کشید و آخرین تیر ترکش شاه و اربابان غربیش نخست وزیری شاپور بختیار از اعضای قدیمی جبهه ملی بود که با شعار سوسیال دموکراسی آمده و خود را مرغ توفان می‌دانست. تمهید دیگر شاه برای حفظ تخت و تاج خود تشکیل شورای سلطنت بود و در 26 دی 1357، محمدرضا شاه پهلوی ناچار به خروج از ایران شد.
امام که دولت بختیار را غیر قانونی اعلام کردند و شورای انقلاب را تشکیل داده بودند با فرار محمدرضا شاه از ایران، آماده عزیمت به میهن اسلامی شدند. بختیار فرودگاه ها را بست و پرواز امام یک هفته به تأخیر افتاد اما سرانجام روز 12 بهمن 1357 حضرت امام پس از 15 سال تبعید به ایران بازگشتند. ورود امام به میهن را میلیون ها نفر از تهران و سایر نقاط کشور استقبال کردند. امام خمینی پس از ورود به تهران، ضمن حضور بر مزار هزاران شهید انقلاب اسلامی، در سخنرانی خود در بهشت زهرا، دولت بختیار را غیرقانونی اعلام نموده و فرمودند که بزودی به پشتوانه رأی ملت و حق شرعی خود، دولت تعیین می‌کنند.
امام سپس در مدرسه علوی و رفاه مستقر شدند و در 16 بهمن، مهندس بازرگان را به نخست وزیر دولت موقت منصوب نمودند.
در رور 19 بهمن پرسنل نیروی هوایی ارتش به محضر امام رسیدند و با ایشان بیعت نمودند.
شب 21 بهمن، در نیروی هوایی تهران، درگیری مسلحانه بین عده‌ای از افراد این نیرو و گارد شاهنشاهی پیش آمد که با دخالت مردم، درب پادگان ها به روز مردم باز شد و سلاح هایی به دست مردم افتاد.
سران ارتش دست اندر کار کودتا شدند و در روز 21 بهمن از ساعت چهار بعدازظهر اعلام حکومت نظامی شد.
امام اعلام کردند که مردم به حکومت نظامی اعتنا نکنند. مردم در روز22 بهمن به مراکز دولتی، نظامی، انتظامی و رادیو و تلویزیون یورش برده و آنها را فتح کردند. با فرار بختیار از ایران و اعلام بیطرفی ارتش در روز 22 بهمن 1357، انقلاب اسلامی ایران پس از سالها مجاهدت، ایثار، فداکاری و مقاومت در راه رضای الهی با رهبری بی نظیر حضرت امام خمینی و به همت مردم سرافراز ایران به پیروزی نهایی رسید.

روز جمهوری اسلامی

12 فروردین 135٨

صبحگاه 12 فروردین که روز نخستین حکومت ا... است از بزرگترین اعیاد ملی و مذهبی ماست و ملت ما باید این روز بزرگ را عید بگیرند و زنده نگه دارند. روزی که کنگره های قصر 2500 ساله حکومت طاغوتی فرود ریخت و سلطه شیطانی برای همیشه رخت بربست و حکومت مستضعفین جانشین آن گردید . "
پیام امام خمینی 12/1/58
روز 12 فروردین 1358، روز اعلام نتایج همه پرسی در مورد نوع حکومت پس از انقلاب اسلامی بود که طی آن 2/98 درصد مردم ایران به " جمهوری اسلامی " رای آری دادند. مردم ایران اسلامی اگرچه در طول مبارزات انقلابی خود شعار استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی را در سرلوحه شعارهای خود قرار داده بودند و به این ترتیب با فریادهای خود اجماع قاطع خود را در مورد جمهوری اسلامی اعلام کرده بودند اما جهت تثبیت ثمره مبارزات اسلامی خود در روزهای دهم و یازدهم فروردین 58 با حضور در پای صندوقهای رای به حکومت " جمهوری اسلامی " رای قاطعی دادند.
پیش از آن برخی گروهها و جریانات سیاسی ناهمسو با جریان عمومی مردم پیشنهادهای مختلفی مانند جمهوری ( بدون قید اسلامی ) و یا جمهوری دمکراتیک و ... جهت نوع و شکل حکومت آینده می دادند. اما حضرت امام خمینی از مردم خواستند که " رای بدهید به جمهوری اسلامی ، نه یک حرف زیادتر و نه یک حرف کمتر .
به این ترتیب 2/98 مردم با لبیک به ندای رهبر خود پایه های نظام اسلامی را تثبیت کردند و خواستار حاکمیت اسلام ناب و مترقی در حکومتی بر پایه مشارکت و حضور مردم در سرنوشت خویش شدند.

 


 
انقلاب اسلامی ایران
ساعت ٤:٤٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٧/۱٢/۱  

نویسنده : نصرت ادریس ، استادیار دانشکده علوم سیاسى دانشگاه کراچى
اصلاح و انقلاب هر دو براى رسیدن به یک هدف واحد صورت مى‏گیرند و این هدف عبارت است از تغییر دادن اوضاع وخیم و آشفته اصلاح با تفکر و اندیشه و خونسردى آغاز مى‏شود. اصلاح کننده ابتدا به بررسى اوضاع و اندیشه درباره اسباب وخامت آن مى‏پردازد و سپس راههاى رفع نواقص موجود را کشف مى‏کند و تا حد لزوم به قوه تخریبى متوسل مى‏گردد در حالى‏که انقلاب با خشم و غضب و حس انتقام‏طلبى آغاز مى‏شود.

بدین ترتیب در اکثر اوقات وظیفه یک فرد مصلح همان وظیفه‏اى است که یک انقلابگر به‏عهده دارد با این تفاوت که اصلاح کننده ابتدا چگونگى مسائل و میزان آنها را بررسى مى‏کند و سپس به رفع آن مى‏پردازد در حالى‏که شخص انقلابى بدون اینکه به عوامل خوب و بد و مفید و مضر توجه کند همه را از میان برمى‏دارد معمولا با افزایش مسائل و مفاسد در جامعه صبر و حوصله افراد، به پایان رسیده و این وضعیت‏به آنها فرصت نمى‏دهد که بتوانند با شناخت مشکلات جامعه به رفع آن بپردازند و امور را اصلاح نمایند. بنابراین در چنین شرایطى روشهاى انقلابى بیشتر از تدابیر اصلاحى مؤثر واقع مى‏شوند. اما این واقعیت را نیز باید پذیرفت که انقلابات موفق وخامت و آشفتگى گذشته را بکلى از بین برده و همزمان با خاتمه تدریجى خشونتها نظام نوینى را پایه‏گذارى مى‏کنند .

در تاریخ معاصر جهان سه انقلاب عظیم ثبت گردیده است که به ترتیب در فرانسه روسیه و ایران به وقوع پیوسته‏اند. انقلاب فرانسه برخلاف سایر انقلابات که دوام چندانى ندارند تاکنون باقى است و امروز این انقلاب از دیدگاههاى زمان و فرهنگ غرب شناخته مى‏شود. اهدافى که انقلاب فرانسه بر پایه آنها شکل گرفته است عبارتند از آزادى فکرى، مساوات جسمانى، روشنفکرى و نظام جمهورى ولى در عین حال عنصر تندروى نیز در این انقلاب وجود داشت و در آن زمان نیز تحت تاثیر روحیه انقلابى تلاشهایى براى نابودى همه امور و عناصر گذشته صرف نظر از مثبت‏یا منفى بودن آنها انجام گرفت و اصول و قوانین جدید انقلابى اجرا گشت. در نتیجه این بحران شدید انقلابى کشور فرانسه تاکنون اعتدال مطلوب را در زمینه‏هاى سیاسى اقتصادى و تمدن حاصل نکرده است. گفته مى‏شود که انقلاب فرانسه یک انقلاب موفق بوده است ولى امروز مشاهده مى‏شود که تمام شعبه‏هاى ملى این کشور غیر مستحکمند.

انقلاب روسیه نیز چنین حادثه بزرگى بود که در تمدن غرب رخ داد ولى این انقلاب در مدت یک قرن اهداف خود را بکلى تحریف کرد و اثرى را برجاى نهاد که غربیان را به تفکر واداشت که این انقلاب چرا شکست‏خورد و حتى براى آنان این سؤال را مطرح کرد که چرا این انقلاب برپا گردید. اما انقلاب ایران با توجه به نوع خود منحصر به فرد است. این انقلاب خارج از محدوده فرهنگ غرب بوده و معیارهاى فرهنگى آن بسیار متفاوت با معیارهاى غربى است.

آنچه انقلاب ایران را کاملا از انقلاب فرانسه متمایز ساخته است این است که انقلاب ایران برخلاف انقلاب فرانسه مدعى ایجاد نظام جدید نبود بلکه روح ابدیت را در نظام موجود دمیده و آن را با روش حیات ابدى هماهنگ ساخت.

براى تحلیل صحیح انقلاب ایران و اوضاع فعلى باید همه تعصباتى را که در مورد این انقلاب در اذهان ما وجود دارد کنار بگذاریم. زیرا بزرگترین مشکلى که مانع شناخت انقلاب اسلامى مى‏گردد این است که مسلمانان معمولا از دیدگاههاى نژادى و فرقه‏اى به آن مى‏نگرند. جهان اشتراکى و وابستگان آن سعى مى‏کنند این انقلاب را در پرتو افکار و عقاید کارل مارکس، لنین و انگلس در چارچوب جنگ تاریخى سرمایه‏دارى و غربت و انقلاب جدلیاتى نشان مى‏دهند، و تمام امور مربوط را فقط از دیدگاه قدرت مادى بررسى مى‏کنند. لذا ما نباید انقلاب ایران را با معیارهاى فکرى اعتقادى و با توجه به نظریات و منافع خود بسنجیم بلکه باید با توجه به اوضاع و افکار و عقاید موجود در این کشور پیرامون آن تحقیق نماییم هنگامى که انقلاب فرانسه یا روسیه را مطالعه مى‏کنیم هیچ کدام از عقاید و نظریات شخصى در ذهن ما وجود ندارند و تمام وقایع این انقلابها را فقط به وسیله آن افکار و نظریات مطالعه کرد که قوه محرکه انقلاب را فراهم کرده ‏اند.

در مورد انقلاب ایران نیز اگر به همین روش عمل شود مشکلى باقى نخواهد ماند. مسلم است که عقاید و نظریات اسلامى شیعه قوه محرکه انقلاب بوده است پس باید براى مطالعه گسترده این انقلاب را برپایه همین اعتقادات بررسى نماییم.

امروز 19 سال از عمر انقلاب ایران مى‏گذرد اگر چه این کشور در تمام ادوار زمان مظاهرى از قدرت داخلى خود را عرضه داشته است ولى تازه‏ترین این مظاهر قدرت که به صورت انقلاب اسلامى بروز کرده است‏یک رویداد عظیم در طول تاریخ این کشور و حتى تاریخ بشرى به شمار مى‏رود که تمام دنیا را به شگفتى واداشته است. انقلاب ایران انقلابى است پویا و ادامه‏دار. مبارزه با نظام فرسوده و قدرتهاى ارتجاعى همچنان ادامه داشته است چنانکه در دولتهاى جدیدالتاسیس آسیاى میانه براى احیاى ارزشهاى اسلامى ادامه دارد. این امر دورنمایى از آینده را نشان مى‏دهد و جزئیات آن هنوز به‏طور واضح قابل فهم نیست زیرا تاریخ پس از گذشت قرنها حقایق را آشکار مى‏سازد.

آنچه بیش از سایر امور شگفتى و حیرت را بر مى‏انگیزد این است که ایران در طى این انقلاب بکلى دگرگون شد. شاه عقاید و نظریات غرب را با عقاید و نظریات مردم ایران هماهنگ دانست. در نتیجه، طوفانى از احساس حقارت و بیگانگى و خشم و غضب علیه دولت دامنگیر ملت ایران شد و بالاخره زمینه ایجاد انقلاب اسلامى توسط امام خمینى (ره) در ایران براى غلبه بر این مفاسد به‏وجود آمد. پیروزى این انقلاب با رهبرى امام خمینى به مردم جهان آموخت که یک ملت فقط با ایمان، اراده محکم و اتحاد و آرزوى شهادت مى‏تواند قدرتهاى جهان را شکست دهد. این تجربه به روش کار نهضتهاى اسلامى جهت تازه‏اى بخشید. امروز نه تنها نهضت اسلامى در ایران بلکه در این عصر مادیگرایى فقط منافع اقتصادى انگیزه این انقلاب نیستند بلکه این انقلاب از نیروى ایمان سرچشمه گرفته و عقیده موجود و عزم و اراده اجراى نظام توحیدى هدیه اصلى آن مى‏باشد.

آنچه در ایران رخ داده است‏بر همه روشن است ولى سؤال اینجاست که چرا این امور اتفاق افتادند؟ این سؤال نه تنها براى ما بلکه براى مسئولین سیاسى طراحان برنامه‏هاى اقتصادى کارشناسان امور مالى و توسعه سیاستمداران و دیگران نکات آموزنده بسیارى را در برمى‏گیرد.

 

به نظر من سه عامل مهم در انقلاب ایران دخالت داشته ‏اند. یعنى من مى‏خواهم بعضى از تاثرات و مشاهدات خود را بیان نمایم. اگر چه برخى از آنها ظاهرا سطحى به نظر مى‏رسند ولى من معتقدم که تمام آنها مربوط به مسائل مهم و بنیادى مى‏باشند همان‏طور که قبلا نیز اشاره شد انقلاب اسلام ایران قصد ایجاد نظام جدید را داشت‏بلکه مى‏خواست‏با همان نظام موجود روح تازه حیات ابدى را بیامیزد در عصر شاه مردم ایران دچار تسلط تمدن مادى بودند. تمدنى که حکمت نظرى و حکمت عملى آن بر پایه‏هاى نادرست استوار شده بود و در تمام زمینه‏هاى اخلاق، اقتصادى، علمى و غیره در جهت نادرستى قرار داشت.

جهل و غفلت موجب بیگانگى جامعه از تعهد و احساس مسئولیت‏ شده بود و خودپرستى جایگزین خداپرستى شده بود و جامعه در پرتگاه نیستى و نابودى قرار گرفته بود. چاره این اوضاع فقط در این بود که به سرچشمه آسمانى علم و هدایت که خداوند آن را به‏وسیله آخرین پیامبر خود به جامعه بشرى عنایت فرموده است مراجعه شود بنابراین مهم‏ترین عظمت انقلاب ایران این است که این انقلاب براساس نداى توحید برپا گردیده و توانایى خود را از عقاید بنیادى اسلام به‏دست آورد مسلمانان ایران دست‏به یک جهاد دیگر تاریخى و برعلیه حکومت غیراسلامى زدند. ظلم و ستم نوکرى محکومى و غارتگرى که شاه جابر ایران ایجاد کرد در طول تاریخ بى‏نظیر است. نهضت اسلامى ایران برپایه کلمه طیبه شکل گرفته بود و این به‏معنى نجات از طاغوت و حمایت‏حق مى‏باشد روش آن چنین است که با تبلیغ و تلقین میزان حمایت مردم از نهضت افزایش یابد و تایید مردم برپایه احکام اسلامى حاصل گردد.

امام خمینى (ره) در نظر داشت که یک انقلاب گسترده اسلامى برپا گردد و براى این منظور باید افکار و اعمال تمام اعضاى جامعه در چارچوب قوانین اسلامى قرار مى‏گرفت. چنانکه امام خمینى (ره) سعى کردند شبهاتى را که درباره اسلام منتشر شده بود از بین برده و مردم را نسبت‏به مسائل دینى و سیاسى آگاه سازد. ملت را از توطئات دشمنان استعمارگر آگاه نموده و احساسات مجاهدانه را در آنان ایجاد کردند تا بتوانند ملت و مملکت را از ظلم و ستم و تسلط بیگانگان نجات دهند.

 

نظامى که امام خمینى خواهان اجراى آن در ایران بود اصطلاحا نظام ولایت فقیه نامیده مى‏شود و امروز نیز این شعار پسندیده ولایت فقیه در ایران به‏عنوان یک موضوع تربیتى در فضا منعکس مى‏شود: «مرگ بر ضد ولایت فقیه» فلسفه اجمالى فقیه را که ایشان بیان نموده‏اند به شرح زیر است: براى سعادت بشر علاوه بر قانون وجود ضامن اجرایى آن نیز ضرورى است و خداوند همزمان با نزول قوانین اسلام حکم تشکیل ضامن اجراى قانون را نیز صادر فرموده است. کتاب قانون به‏صورت قرآن مجید توسط پیامبر اسلام (ص) به ما رسیده است و پیامبر (ص) نیز با تشکیل یک جامعه اسلامى برپایه دستورات قرآن عملا این قانون را اجرا نمودند. بدیهى است که اجراى اسلام فقط منحصر به دوران زندگانى پیامبر نمى‏باشد بلکه یک امر ضرورى است که باید دائما برقرار باشد و معطل نمودن هریک از قسمتهاى آن مخالفت آشکار با اسلام است. بیش از هزار سال از غیبت امام مهدى (عج) مى‏گذرد و ممکن است که این غیبت تا هزاران سال دیگر نیز ادامه داشته باشد. آیا در این مدت احکام اسلامى معطل خواهند بود و مردم به‏طور کلى آزاد خواهند بود؟ کسانى‏که معتقدند که اجراى نظام اسلامى تا ظهور حضرت امام زمان (عج) ضرورى نمى‏باشد، در واقع منکر ضرورت اجراى اسلام و دائمى بودن این دین هستند.

امام خمینى (ره) پس از بیان این مقدمه مهم و بنیادى ادامه مى‏دهد که عقل و دین حکم مى‏کنند که دولتهاى موجود را نباید به حال خود نگهداریم زیرا همه این دولتهاغرق در گمراهى هستند و به‏جاى شریعت الهى فرمان خود را در جامعه اجرا مى‏کنند بر مسلمانان واجب است که از سراسر جهان براى برپا نمودن انقلاب اسلامى بپاخیزند زیرا پس از پیامبر (ص) و ائمه (ع) این وظیفه بر دوش آنها گذاشته شده است.

امام خمینى (ره) ولایت فقیه را به دو نوع تقسیم مى‏کند. تکوینى و تشریعى اولى فقط مخصوص ائمه (ع) و دومى منصب عمومى ولایت مى‏باشد فقهاى امت مى‏توانند این مقام را کسب نمایند. در آن صورت بر مردم لازم خواهد بود که از فقیه اطاعت کنند.

نظرى که امام خمینى (ره) درباره تقیه اختیار نموده است، بخش مهم دیگرى از اندیشه انقلابى ایشان مى‏باشد. چکیده‏اى از این تفکر ایشان به این صورت است که : ما براى غلبه اسلام تمام امیدهاى خود را به امام زمان (عج) معطوف کرده‏ایم و براى مصونیت از خشم دستگاه طاغوتى به تقیه‏اى متوسل شده‏ایم که اسلام اجازه آن را نمى‏دهد. ما باید خود، انقلاب اسلامى را برپا نماییم. دین کامل اسلام که از سوى خداوند متعال توسط پیامبر اکرم (ص) عرضه شده است هنوز تمام جهان را تحت پوشش قرار نداده است‏با ظهور امام زمان (عج) انقلاب اسلامى در سراسر جهان گسترش خواهد یافت. انقلاب ایران با نداى توحید یعنى اعلام برائت از هرگونه نظام غیر الهى برپا گردید از آنجا که نظامهاى پادشاهى، خودکامگى و استبداد مغایر با نظام حکومت الهى بودند انقلاب ایران ضد این قوانین باطل و غیر اسلامى بود نظام سیاسى اسلام یک نظام الهى است که متمایز از تمام نظامهاى دیگر مى‏باشد. در این نظام حق مالکیت و حاکمیت از آن خداست و مسلمین به‏عنوان نمایندگان الهى نظام خلافت و جانشینى پروردگار را اجرامى‏نمایند در این نظام فقط قرآن و سنت از لحاظ قانونى اولویت دارند.

در این نظام که براساس شورى عمل مى‏کند از وظایف حتمى دولت‏به شمار مى‏رود فریضه اصلى دولت اسلامى خدمت‏به مردم جامعه است و ظلم و ستم بر جامعه از خصوصیات سلطنت مطلقه مى‏باشد و نظام شورایى اسلام نظامى است که ظالم و ستمگر در آن راه ندارد. جامعه اسلامى بعد از عصر خلافت راشدى همواره دچار نظام اکمیت‏بوده‏اند. با خاتمه عصر استعمار، در بسیارى از کشورهاى مسلمان نظام جمهورى غربى جانشین نظام سلطنتى قبلى شد و در سایر کشورهاى اسلامى نظام سلطنتى همچنان باقى ماند. ایران نخستین کشور جهان است که با رهبرى امام خمینى انقلابى را بر ضد سلطنت و حاکمیت‏برپا نموده و توسط آن نظام سلطنتى را با شکست آشکار روبه ‏رو ساخت.

بى‏ثباتى اقتصادى کشور سومین عامل مهم انقلاب ایران بود. قبل از هر چیز باید توجه داشت که اگر به‏صورت ناقص از نظام اقتصادى غرب تقلید کنیم مسائل اقتصادى ایجاد خواهد شد این مسائل منجر به ناآرامى جامعه خواهند گشت. این ناآرامى نیز به‏صورت مخالفت و سرپیچى علنى از احکام دولت‏بروز خواهد کرد در ایران نیز انباشته شدن سرمایه کشور در نزد عده‏اى بخصوص باعث وخامت اوضاع شده بود. ولى آنچه مردم را به انقلاب علیه نظام شاهنشاهى واداشت طرز به‏دست آوردن، و نمایش این سرمایه بود مردم قادرند تا حد شگفت‏انگیزى مشکلات مادى را تحمل کنند ولى هنگامى‏که افرادى از میان خود آنها به عزت نفس و موقعیت‏بنیادى اجتماعى آنان لطمه وارد کنند. در نتیجه آنها نیز با خشونت واکنش نشان مى‏دهند. شاه ایران نمى‏دانست که این ناهماهنگى اقتصادى پیامدهاى سهمگین اجتماعى را به‏دنبال خواهد داشت.

مردم کشور از نظر اقتصادى به دو دسته تقسیم شده بودند. در یک طرف طرز زندگى سرمایه‏داران مشاهده مى‏شد که تهران و اطراف آن را دربرگرفته بود. در مقابل آن جامعه مستضعف روستایى قرار داشت که حتى از امکانات اساسى زندگى نیز برخوردار نبودند. بدین ترتیب یاس و احساس محرومیت قشر محروم و مستضعف کشور را فراگرفته بود و از سوى دیگر طبقه حاکم. و بدین ترتیب این رقابت، تمام سرمایه ملى را به سوى طبقه بالا سوق مى‏داد اکثریت افراد ملت را مستضعفین تشکیل مى‏دادند و از آنجا که این انقلاب براى واگذارى حقوق مستضعفان به آنان برپا شده بود این قشر جامعه توسط انقلاب جلب شده بودند. براساس یک بررسى انجام شده، قبل از انقلاب، هشتاد درصد از جمعیت کشور را مستضعفین تشکیل مى‏دادند. ده درصد را افراد نیمه مستضعف و ده درصد دیگر را مستکبرین تشکیل مى‏دادند. و همین طبقه‏بندى اقتصادى بود که باعث عدم تعادل بیشتر نظام اقتصادى کشور شده بود.

حرص، فساد، خوش‏گذرانى و جاه‏طلبى روز افزون شاه و خشم و احساس محرومیتى که بتدریج در مردم اوج مى‏گرفت‏سرانجام سبب برخاستن نهضتى از مردم شد که چون سیل خروشانى نظام شاهنشاهى را سرنگون کرده و انقلاب اسلامى را به پیروزى رسانید. امام خمینى (ره) این انقلاب را انقلاب مستضعفان علیه مستکبران نامیده ‏اند.

انقلاب ایران علیه جبر و استبداد نظام دولتى غیر اسلامى حاکمیت غیرالهى و عدم تعادل اقتصادى برپا گردیده است و با نتایج‏خود جهان را به حیرت و شگفتى واداشته است. انقلاب اسلامى ایران با توجه به جامعیت و نظم و هماهنگى خود به هیچ وجه با سایر تحولاتى که تاکنون در جهان به‏وقوع پیوسته‏اند قابل قیاس نمى‏باشد. امام خمینى(ره) اسوه جدیدى از مبارزه همزمان با عوامل داخلى و خارجى و هماوردى با دشمنان اسلام بودند. علم و بصیرت دینى تلاش خستگى‏ناپذیر در راه اسلام ایثار و فداکارى استقامت و اراده راسخ، سادگى، شجاعت و بینش سیاسى از جمله ویژگیهایى هستند که تجمع آنها در شخصیت عظیم امام خمینى (ره) باعث‏شد که وى به‏عنوان موفق‏ترین رهبر عصر خویش در جهان شناخته شود. نهضتى را که ایشان در سال 1963 میلادى آغاز کردند با تلاش وجد و جهد طاقت‏فرسا در طول شانزده سال به موفقیت و پیروزى رسانیدند.

ایشان به‏ عنوان یک فرد مصلح ابتدا میزان فساد را بررسى نموده و سپس به اصلاح امور با استفاده از راه و روشهاى مناسب پرداختند. پس از آن بر مردم و دولتمردان روشن نمودند که اسلام فقط مجموعه‏اى از اعمال و عبادات شخصى و یا نظام ناهماهنگ با اوضاع و شرایط زمان نمى‏باشد. بلکه یک نظام کامل و همه جانبه زندگانى بشرى است و خداوند متعال با وضع مقررات همه جانبه و پاسخگوى تمام نیازهاى نوع بشر راه سعادت او را تعیین فرموده است. امام خمینى خواهان تشکیل دولتى در ایران بودند که رهبرى آن در دست فقیه عادل باشد تا بتواند ملت را از سلطه دست نشاندگان استعمار برهاند و با محو کردن تمام آثار آن از جامعه زمینه سعادت دنیا و آخرت جامعه را فراهم کند. ایشان سیماى حکومت اسلامى را کاملا بر مردم واضح نمود و ملت را براى استوارسازى بنیادهاى دولت نوین آگاه و مصمم نمود.

گرچه در کشورهاى متعدد اسلامى از دیرباز تلاشهایى براى ایجاد انقلاب اسلامى انجام مى‏گردند ولى این شرف فقط نصیب ایران شد که مردم آن با ایمان اتحاد و شهادت طلبى و پیروى از رهبر انقلاب علاوه بر اینکه توانستند اقتدار کشور را در دست گیرند این مطلب را نیز ثابت کردند که این ادعاى جامعه اشتراکى که «انقلاب فقط بر اثر عوامل اقتصادى واقع مى‏گردد. » یک ادعاى غلط و نادرست مى‏باشد. ایشان همچنین قدرت سیاسى اسلام را کاملا آشکار نمودند و تصورات شرق و غرب را درباره دین اسلام تغییر دادند.


کلمات کلیدی:
 
امام خمینی (ره) و فرهنگ
ساعت ٤:٤٤ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٧/۱٢/۱  

از دیدگاه امام خمینی (ره) فرهنگ اساس سعادت یا شقاوت یک ملت است و رستگاری هر جامعه از راه اصلاح و احیاء فرهنگی امکان‌پذیر است. از نگاه امام فرهنگ دارای دو ساحت اصلی است. نخست بُعد فردی فرهنگ که با انسان و سعادت او ارتباط دارد و دیگری بُعد اجتماعی فرهنگ که در عرصة حیات اجتماعی انسان‌ها حضور دارد. به هر روی با این نگاه فرهنگ موضوعی است ویژة انسان و ارتباطی وثیق با هدایت و تربیت او دارد. از نگاه ایشان فرهنگ سازنده و پیشرو در حوزه‌های فردی و اجتماعی سبب هدایت انسان‌ها و جامعه و تربیت الهی هر دو خواهد شد. ایشان با توجه به هر دو بُعد فردی و اجتماعی فرهنگ، تأثیراتی عمیق بر هر دو ساحت فرهنگ اسلامی ایرانی گذاشته‌اند، به گونه‌ای که الگوی تحول فرهنگی ایران پس از انقلاب اسلامی می‌تواند به تنهایی موضوع تحقیقی جامع و فراگیر باشد. ایشان در بُعد فردی مسائل فرهنگی سال‌ها به خودسازی و تربیت خویش و دیگران پرداختند و در قالب سلوک اخلاقی و عرفان عملی اسلام نمونه‌ای از انسان تربیت‌یافتة الهی را به جهان امروز معرفی نمودند. جوانان بسیاری نیز در این نظام تربیتی که امام احیاگر آن بودند رشد یافتند و سیر الی‌ ا... خویش را با مراد خود پیمودند و به عناصر اصلی انقلاب اسلامی تبدیل شدند. در ابعاد اجتماعی نیز تئوری اصلاح فرهنگی امام در قالب انقلاب اسلامی معرفی و تبیین شده است. از نگاه امام فرهنگ مطلوب یک جامعه باید حاوی 3 ویژگی زیر باشد :
1 - دارای یک نظام تربیتی برای رشد و تعالی انسان باشد.

2 -  فعال، پیش‌رو و روزآمد باشد و هیچ گاه دچار تحجر، انفعال و غرب‌زدگی نشود.
3 - با محوریت فرهنگ‌ خودی تأمین‌کنندة استقلال فرهنگی باشد .

در ادامه سعی خواهیم نمود به تبیین این سه ویژگی از دیدگاه فرهنگی امام بپردازیم :
1 - امام خمینی (ره) معتقد است تربیت الهی انسان اصل و اساس دعوت انبیاء و ادیان بزرگ جهان است. همانگونه که مسیح برای تربیت، عروج و رشد انسان مبعوث شد، پیامبر گرامی اسلام (ص) نیز وظیفة تربیت و هدایت انسان‌ها را بر عهده داشت. بنابراین اساس فرهنگ دینی بر هدایت و تربیت انسان به سوی خداوند متعال شکل گرفته است. از نگاه امام اصلی‌ترین و اولی‌ترین نقش و وظیفة فرهنگ، تربیت انسان صالح است. ایشان در انتقاد از غرب و حکومت پیشین ایران در نادیده گرفتن این ضرورت فرهنگی می‌فرمایند :

«آنها فرهنگ ما را آن‌طور درست کرده‌اند که نگذاشتند انسان در آن تربیت پیدا کند. این‌ها نگذاشتند که جوانان ما رشد پیدا کنند. اینها در فرهنگ ما رخنه کردند و فرهنگ ما را به روزی انداختند که انسان نتواند در آن رشد پیدا کند (1)» .

ایشان اصل رشد و هدایت انسان به سوی خداوند متعال را نیز به عنوان اولین وظیفة دولت موقت ایران در سال 1358 (1979میلادی) معرفی کردند و فرمودند:

« باید در این سال جدید عنایت زیادی شود اول به فرهنگ که این خیلی مهم است، این فرهنگ باید متحول شود، فرهنگ استعماری فرهنگ استقلالی شود باید معلمان ما متناسب با فرهنگ ما انتخاب شوند و جوانان ما را به گونه‌ای صحیح تربیت کنند یعنی جوانان ما تربیت انگلی پیدا نکنند. چنان‌چه که تا به حال این‌گونه‌ بوده که آنها را غربی بار آورده‌اند. این مسأله در فرهنگ ما مطلب بسیار مهمی است. بالأخره فرهنگ ما باید متحول شود (2)» .

امام در تبیین عدم توجه به این مسألة مهم خصوصاً در دانشگاه‌ها می‌فرمایند :

«ما بیش از پنجاه سال است که دانشگاه داریم لکن چون خیانت شده است به ما از این جهت رشد انسانی ندارد. تمام انسان‌ها و نیروی انسانی ما را از بین برده است (3) » .

2 -  بر اساس دیدگاه امام، فرهنگ باید روزآمد و پیش‌رو باشد و در عرصة توسعة فرهنگی جامعه نقشی فعال و پویا داشته باشد. در دیدگاه امام آلوده شدن فرهنگ به تحجر و واپس‌گرایی نیز از آسیب‌های بزرگ فرهنگ است. لذا امام در اولین روزهای انقلاب در پاسخ به عده‌ای از متحجرین و در پاسخ به شایعاتی مبنی بر تحریم سینما از سوی مراجع دینی فرمودند (4) » .

«ما کی با تجدد مخالفت کرده‌ایم؟ سینما یکی از مظاهر تمدن است که باید در خدمت مردم و تربیت آنها باشد. ما با فساد مخالفیم نه با سینما» .

پویایی و سرزندگی فرهنگ از نگاه امام یکی از ویژگی‌های اصلی فرهنگ است. به اعتقاد امام فرهنگ مشرق‌زمین این توانایی را دارد که بدون تأثیر از سایر فرهنگ‌ها نقشی فعال و پویا ارائه نماید. ایشان در وصیت‌نامة خویش در فرازی به نقشة دامنه‌دار استعمار غرب برای رخوت و رکود فرهنگی جوانان به وسیلة مظاهر فساد اشاره می‌نمایند و آن را مغایر پویایی فرهنگی مشرق‌ و به خصوص ایران می‌دانند. از نگاه امام الگوی خودباوری شرق یکی از راه‌های پویایی و سرزندگی فرهنگ شرقی است و به همین جهت در وصیت‌نامة خویش خطاب به جوانان ایرانی می‌فرمایند:

« و بدانید که نژاد آریا و عرب از نژاد اروپا و آمریکا و شوروی کم ندارد اگر خودی خود را بیابد.» (5)

3. از نگاه امام خمینی (ره) فرهنگ خودی هر جامعه مناسب‌ترین فرهنگ برای رشد و بالندگی آن جامعه است و تلاش در جهت هرچه پربارتر کردن این فرهنگ موجب استقلال فرهنگی خواهد شد. در ادبیات امام فرهنگ غرب، ویرانگر فرهنگ شرقی است ولی با این وجود امام بر اخذ وجوه مثبت فرهنگ غربی تکیه دارد. خودباوری فرهنگی در اندیشة امام یک اصل اساسی است .

امام معتقد است غرب در پی استیلای فرهنگی خویش بر شرق است و این استیلا نظم فرهنگی جامعه شرقی را بر هم خواهد زد. ایشان در پیام تاریخی خویش به گورباچف به این نکته اشاره کرده و می‌فرمایند: “شما اگر بخواهید در این مقطع تنها گره‌های کور اقتصادی سوسیالیسم و کمونیسم را با پناه بردن به کانون سرمایه‌داری غرب حل کنید، نه تنها دردی از جامعة خویش را دوا نکرده‌اید که دیگران باید بیایند و اشتباهات شما را جبران کنند. (6)

غرب‌ستیزی منطقی امام، همواره بر جهت خاص حفظ و کسب استقلال فرهنگی استوار بوده است. از نگاه امام غرب‌ستیزی فرهنگی در کنار تحول فرهنگی در چارچوب فرهنگ شرقی باید به استقلال فرهنگی بیانجامد چنانکه فرمودند:

« بالأخره باید فرهنگ متحول شود به یک فرهنگ سالم و یک فرهنگ مستقل و یک فرهنگ انسانی.)

از نگاه امام خمینی (ره) باید اصلاح یک جامعه را از اصلاح فرهنگی آن جامعه آغاز کرد. انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام نیز در پی تجدید حیات معنوی و فرهنگی انسان و جامعه بوده و هست. این شیوة اصلاح فرهنگی امام الگویی از تحول فرهنگی در پرتو تعهد فرهنگی را به جهان امروز عرضه نمود .


کلمات کلیدی: